
سلام
به اطلاع همه ی سروران گرامی می رسونم :
به دلیل این که امتحانات دانشگاه در شرف شروع شدنه من تا ۱۵ تیر شاید نتونم آپدیت کنم ولی هر وقت آپدیت کردید خوشحال میشم خبرم کنید
منتظرتون می مونم... ارادتمند شما رضا فتاح
سندى بزرگ بر فضيلت اهل بيت پيامبر(ص )
ابـن عباس مى گويد: ((حسن و حسين (ع ) بيمار شدند, پيامبر(ص ) با جمعى ازياران به عيادتشان آمدند, و به على (ع ) گفتند: اى ابوالحسن ! خوب بود نذرى براى شفاى فرزندان خود مى كردى .
عـلـى (ع ) و فـاطـمه (ع ) و فضه كه خادمه آنها بود نذر كردند كه اگر آنها شفا يابندسه روز روزه بگيرند.
چيزى نگذشت كه هر دو شفا يافتند, در حالى كه از نظر مواد غذائى دست خالى بودند على (ع ) سه من جو قرض نمود, و فاطمه (ع ) يك سوم آن را آرد كرد, و نان پخت , هنگام افطار سائلى بر در خانه آمـد و گفت : ((السلا م عليكم اهل بيت محمد(ص );Š سلام بر شما اى خاندان محمد! مستمندى از مستمندان مسلمين هستم , غذائى به من بدهيد)).
آنها همگى مسكين را بر خود مقدم داشتند, و سهم خود را به او دادند و آن شب جز آب ننوشيدند.
روز دوم را هـمچنان روزه گرفتند و موقع افطار وقتى كه غذائى را آماده كرده بودند (همان نان جـويـن ) يـتـيمى بر در خانه آمد آن روز نيز ايثار كردند و غذاى خود رابه او دادند (بار ديگر با آب افطار كردند و روز بعد را نيز روزه گرفتند).
در سـومـيـن روز اسـيرى به هنگام غروب آفتاب بر در خانه آمد باز سهم غذاى خود را به او دادند هنگامى كه صبح شد على (ع ) دست حسن و حسين (ع ) را گرفته بود و خدمت پيامبر(ص ) آمدند هـنگامى كه پيامبر(ص ) آنها را مشاهده كرد ديد از شدت گرسنگى مى لرزند! فرمود: اين حالى را كـه در شـما مى بينم براى من بسيار گران است , سپس برخاست و با آنها حركت كرد هنگامى كه وارد خـانه فاطمه (ع ) شد ديددر محراب عبادت ايستاده , در حالى كه از شدت گرسنگى شكم او به پشت چسبيده , و چشمهايش به گودى نشسته , پيامبر(ص ) ناراحت شد;Š در همين هنگام جبرئيل نازل گشت و گفت اى محمد! اين سوره را بگير, خداوند با چنين خاندانى به تو تهنيت مى گويد, سپس سوره ((هل اتى )) را بر او خواند)).
بـعـضـى گفته اند كه از آيه ((ان الا برار)) تا آيه ((كـان سعيكم مشكورا)) كه مجموعاهيجده آيه است در اين موقع نازل گشت .
آنـچـه را در بـالا آورديم نص حديثى است كه با كمى اختصار در ((الغدير)) آمده است , و در همان كتاب از 34 نفر از علماى معروف اهل سنت نام مى برد كه اين حديث را در كتابهاى خود آورده اند.
به اين ترتيب روايت فوق از رواياتى است كه در ميان اهل سنت مشهور بلكه متواتر است .
و امـا عـلـماى شيعه همه اتفاق نظر دارند كه اين هيجده آيه يا مجموع اين سوره , در ماجراى فوق نازل شده است و همگى بدون استثنا در كتب تفسير ياحديث روايت مربوط به آن را به عنوان يكى از افتخارات و فضائل مهم على (ع ) وفاطمه زهرا و فرزندانشان (ع ) آورده اند.
به اطلاع همه بازدید کنندگان محترم میرساند که پایگاه اختصاصی هیئت جوانان حضرت علی اکبر (ع) - شمال غرب تهران مجددا با دست پر شروع به کار کرد.لطفا کلیک کنید.....
توصیه می کنم حتما بازدید کنید
خانه نشین
تو به خاک اندر و من خاک نشین سر راهم
بی تو زهرا همه دردم همه سوزم همه آهم
تو نگه بستی و رفتی و مرا ترک نمودی
تو نکردی نگهی هیچ به اندوه و نگاهم
ای شریک غم جانکاه من ای محرم رازم
بی تو ای فاطمه تنهایم و هم صحبت چاهم
شهر ما کوچه ی ما خانه ی ما گشته غم آلود
من غریب وطن خویشم و بی پشت و پناهم
هر که را داده سلامی و جوابی نشنیدم
آشنایان همه بیگانه و چندیست گواهم
جز علی سید مظلوم بگو کیست کجا هست
به چه جرمی شده ام خانه نشین چیست گناهم
سید حسن خوشزاد
ما را این گمان نبود که بعد از او بمانیم
اما او رفت و زمین ماند و ما نیز بر زمین
شهید سید مرتضی آوینی

شركت در روضه حضرت زهرا(س)
آقاى محمدعلى انصارى مىگوید:
یك روز كه روز شهادت حضرت فاطمه(س) بود، از امام تقاضا شد كه در جمع برادران دفتر، كه به همین مناسبت تشكیل داده بودند، حاضر شوند. امام آمدند و نشستند، به مجرد اینكه یكى ازبرادران دفتر شروع به خواندن مصیبت كردند، امام با صداى بلند گریه كردند كه ایشان براى ملاحظه حال امام مصیبت را كوتاه كردند و قطرات اشك هم چون دانههاى مروارید برگونههایشان فرو مىغلتید و با اینكه دنیا و تبلیغات روى گریه امام تفسیرهاى مختلف مىكنند، امام باكى ندارند كه حتى در صفحه تلویزیون نیز به خاطر ابى عبدالله(ع) گریه كنند و اشك بریزند.
نحوه تشرف امام به حرم مطهر حضرت على(ع)
آقاى سید حمید روحانى در این باره مىنویسد:
در تشرف امام خمینى به حرم مطهر امیرالمومنین(ع) با آن آداب خاص زیارت آن حضرت، باز شایان توجه است:
با كمال ادب و متانت اذن دخول مىخواندند. سپس از طرف پایین پا وارد حرم مىشدند و مقید بودند كه از بالاى سر مطهر حضرتامیرالمومنین(ع) عبور نكنند. چنانكه در روایات وارد شدهاست. و هنگامى كه مقابل ضریح مطهر مىرسیدند، زیارت امینالله یا زیارت دیگرى را بانهایت اخلاص مىخواندند، بعد دوباره به طرف پایین پا بر مىگشتند و در گوشهاى از حرم نماز، زیارت، دعا نشسته مىخواندند; باز دو ركعت نماز و سپس بلند مىشدند و با رعایت آداب و اخلاص تمام از حرم مطهر خارج مىشدند.
نوفل لوشاتو شاهد اشك امام در شهادت امام حسین(ع)
آقاى مرحوم على دوانى مىگوید:
پسر بزرگم از خانم دكتر مهین ت استاد و صاحب نظر درهنر، نقل مىكرد كه ایشان زمانى كه حضرت امام به پاریس هجرت كرده بودند، ایشان به پاریس رفته و در بیت امام خدمت مىكرد. وقتى مرتب اخبار وحشتناك 17 شهریور تهران را به امام مىدادند كه چه كردهاند و چقدر كشته شدهاند، امام عكس العملى از تاثر و هیجان نشان نمىداد، و هیچ تاثرى در قیافهشان دیده نشد; حتى وقتىخود این خانم مىگریستند، امام او را دلدارى مىداده و مىگفتند:
چرا گریه مى كنى، صبر داشته باش. ولى چندى بعد روزى در یكى از مجالس امام، شخصى برخاست و شروع به ذكر مصیبت كرد; همین كه گفت: «السلام علیك یا ابا عبد الله!» فورا رنگ صورت امام تغییركرد و دیدم كه به پهناى صورتشان اشك مىریزند.
گریه امام براى علىاكبر(ع)
آقاى مرحوم على دوانى مى گوید:
آقاى حاج سید محمد كوثرى، ذاكر معروف قم، از دوستان صمیمى كه از سالها قبل در قم روضهخوان خاص امام بود و در سنوات اخیر هم ایام عاشورا در حضور جمع در حسینیه جماران به یاد ایامى كه امام در قم اقامت داشتند و ایشان ذاكر خاص امام بود و ذكر مصیبت وى مطلوب امام بود، نقل مىكرد كه پس از شهادت مرحوم حاج آقا مصطفى، فرزند ارشد امام، وارد نجف اشرف شدم. رفقا گفتند:
خوب به موقع آمدى، امام را دریاب كه هرچه ما كردیم در مصبیتحاج آقا مصطفى گریه كنند، از عهده برنیامدهایم. مگر تو كارى بكنى.
من خدمت امام رسیدم و عرض كردم: اجازه مىدهید ذكر مصیبتى بكنم؟ امام اجازه دادند. هرچه نام حاج آقا مصطفى را بردم تا با آهنگ حزین امام را منقلب كنم كه در عزاى پسر اشك بریزد، امام تغییر حال پیدا نكردند و همچنان ساكت و آرام بودند; ولى همین كه نام حضرت علىاكبر(ع) را بردم هنگامه شد، امام چنان گریستند كه قابل وصف نیست.
برگرفته از وبسایت شهید آوینی
بخشندگی
حاتم را پرسیدند که « هرگز از خود کریم تر دیدی؟» گفت: « بلی. روزی در خانه ی غلامی یتیم فرود آمدم و وی ده گوسفند داشت. فی الحال یک گوسفند بکشت و بپخت و پیش من آورد. مرا قطعه ای از آن خوش آمد، بخوردم و گفتم: والله این بسی خوش بود؛ غلام بیرون رفت و یک وسفند را می کشت و آن موضع را می پخت و پیش من می آورد. من از آن آگاه نی. چون بیرون آمدم که سوار شوم، دیدم که بیرون خانه خون بسیار ریخته است. پرسیدم که این چیست؟ گفتند: وی همه ی گوسفندان خود را کشت؛ وی را ملامت کردم که چرا چنین کردی؟ گفت: سبحان الله! تو را چیزی خوش آید که من مالک آن باشم و در آن بخیلی کنم؟» پس حاتم را پرسیدند که « تو در مقابله ی آن چه دادی؟» گفت: « سیصد شتر سرخ موی و پانصد گوسفند.» گفتند: « پس تو کریم تر باشی.» گفت: « هیهات! وی هر چه داشت داد، من از آن چه داشتم از بسیاری، اندکی بیش ندادم.»
برگرفته از بهارستان جامی
تیمم
س : اگر چيزها يى كه تيمم بر آنها صحيح است مثل خاك، گچ، سنگ به ديوار چسبيده باشند، آيا تيمم بر آنها صحيح است يا آنكه حتما بايد بر روى زمين باشند؟
ج: در صحت تيمم، بودن آنها بر روى زمين شرط نيست.
س: در صورتى كه جنب بر اثر عدم امكان رسيدن به حمام، چند روزى جنابتش استمرار داشته باشد، اگر بعد از نمازى كه با تيمم بدل از غسل خوانده است، حدث اصغرى از او سر بزند، آيا براى نماز بعدى بايد دوباره تيمم بدل از غسل نمايد؟ يا آنكه همان تيمم اول از جهت جنابت كفايت مىكند، و براى نمازهاى بعدى از جهت حدث اصغر وضو يا تيمم واجب است؟
ج: شخص جنب پس از آن كه بطور صحيح تيمم بدل از غسل جنابت كرد، اگر حدث اصغر از او سر بزند، تا زمانى كه عذرِ شرعىِ مجوز تيمم بر طرف نشده است، بنابر احتياط واجب بايد براى اعمال مشروط به طهارت، تيمم بدل از غسل نمايد و وضو هم بگيرد و اگر معذور از وضو باشد بايد تيمم ديگرى بدل از آن نمايد.
س : آيا تيمم بدل از غسل همان احكام قطعى و ثابت غسل را دارد؟ به اين معنى كه آيا با آن داخل مسجد شدن جايز است؟
ج: ترتيب همه آثار شرعى غسل بر تيمم بدل از غسل جايز است مگر اين كه تيمم بدل از غسل به علت تنگى وقت باشد.
س : شخصى كه از مجروحين جنگى است و بر اثر قطع نخاع قادر به كنترل ادرار خود نيست، آيا مىتواند به اين دليل كه حمام رفتن براى او كمى مشقت دارد، براى انجام اعمال مستحبى مانند غسل جمعه و زيارت و غير آنها تيمم بدل از غسل نمايد؟
ج: صحت تيمم بدل از غسل براى اعمالى كه مشروط به طهارت نيست مانند زيارت محل اشكال است، ولى انجام آن بجاى غسلهاى مستحبى در موارد عسر و حرج به قصد رجاء و مطلوبيت اشكال ندارد.
س : كسى كه فاقد آب است و يا استعمال آب برايش ضرر دارد، آيا در صورت تيمم بدل از غسل جنابت، داخل مسجد شدن و خواندن نماز جماعت براى او جايز است؟ قرائت قرآن كريم چه حكمى دارد؟
ج: تا زمانى كه عذر مجوز تيمم باقى است و تيمم او باطل نشده، انجام همه اعمال مشروط به طهارت براى او جايز است.
س : رطوبتى از انسان در حال خواب خارج مىشود و بعد از بيدارى چيزى به ياد نمىآورد ولى لباس خود را مرطوب مىبيند و وقت هم براى به ياد آوردن ندارد زيرا نماز صبح او قضا مىشود. وظيفه انسان در اين حالت چيست؟ چگونه نيت تيمم بدل از غسل نمايد؟ حكم اصلى در اين باره چيست؟
ج: اگر مىداند كه محتلم شده، جنب است و بايد غسل كند و در صورت تنگى وقت بايد بعد از تطهير بدنش تيمم نموده و نماز بخواند و سپس در وسعت وقت غسل نمايد، ولى در صورت شك در احتلام و جنابت، حكم جنابت بر آن جارى نمىشود.
س : شخصى كه چندين شب متوالى جنب شده، با توجه به اين كه در حديث شريف آمده است كه چند روز متوالى حمام رفتن انسان را ضعيف مىكند، چه تكليفى دارد؟
ج: غسل بر او واجب است مگر اين كه استعمال آب براى او ضرر داشته باشد كه در اين صورت بايد تيمم كند.
س : شخصى قصد خواندن نماز و گرفتن روزه ماه مبارك رمضان را دارد ولى بر اثر خروج غيرارادى منى جنب مىشود، و به عللى قادر به انجام غسل در هر ساعت يا هر روز نيست. اين شخص چه كار كند كه بتواند نماز و روزهاش را انجام دهد؟
ج: اگر عذر شرعى موجهى براى ترك غسل جنابت دارد، بر او واجب است به جاى آن تيمم كند و نماز و روزهاش با تيمم صحيح است.
س : من در يك وضعيت غيرطبيعى بسر مىبرم بطورى كه از من چند دفعه بدون اختيار در نوبتهاى متعدد منى خارج مىشود كه خروج آن همراه با لذت نيست. وظيفه من درباره هر نماز چيست؟
ج: اگر غسل كردن براى هر نماز ضرر دارد و يا تكليف دشوارى بر شما است، بعد از تطهير بدن با تيمم نماز بخوانيد.
س : كسى كه غسل جنابت را براى نماز صبح انجام نداده است و به اعتقاد اين كه اگر غسل كند، مريض مىشود، تيمم كرده است، چه حكمى دارد؟
ج: اگر به اعتقاد او غسل برايش ضرر دارد، تيمم اشكال ندارد و نماز با آن صحيح است.
س : كيفيت تيمم چگونه است؟ آيا فرقى بين تيمم بدل از وضو و غسل هست؟
ج: تيمم بدين ترتيب است: ابتدا بايد نيت نمود و سپس كف هر دو دست را بر چيزى كه تيمم بر آن صحيح است زد و آن را به تمام پيشانى و دو طرف آن از جايى كه موى سر مىرويد تا ابروها و بالاى بينى كشيد، و احتياط واجب اين است كه انسان بار ديگر دستها را به زمين بزند و سپس كف دست چپ را بر پشت دست راست و كف دست راست را بر پشت دست چپ بكشد. اين ترتيب در تيمم بدل از وضو و بدل از غسل يكسان است.
س : تيمم بر سنگ گچ و آهك و پخته شده آنها و آجر چه حكمى دارد؟
ج: تيمم بر هر آنچه از زمين محسوب شود مانند سنگ گچ و سنگ آهك صحيح است. بلكه بعيد نيست تيمم بر گچ و آهك پخته و آجر و امثال آنها صحيح باشد.
س : فرمودهايد چيزى كه بر آن تيمم مىشود بايد پاك باشد، آيا اعضاء تيمم - پيشانى و پشت دستها - هم بايد پاك باشند؟
ج: احتياط آن است كه در صورت امكان، پيشانى و پشت دستها پاك باشند و اگر فردى نتواند محل تيمم را تطهير كند، بدون آن تيمم نمايد، هر چند بعيد نيست طهارت در هر صورتى شرط نباشد.
س : اگر انسان نتواند وضو بگيرد و تيمم هم براى او امكان نداشته باشد، چه وظيفهاى دارد؟
ج: اگر انسان نتواند براى نماز وضو بگيرد و تيمم هم ممكن نباشد، بنا بر احتياط بايد نماز را در وقت بدون وضو و تيمم بخواند و سپس با وضو يا تيمم قضا كند.
س : من به بيمارى پوستى مبتلا شدهام بطورى كه هر گاه غسل مىكنم پوست بدنم خشك مىشود. و حتى در صورت شستن دست و صورتم هم اين خشكى بوجود مىآيد. بنابراين مجبورم روغن به پوستم بمالم، در نتيجه هنگام وضو بخصوص براى نماز صبح با مشكلاتى مواجه مىشوم. آيا جايز است در نمازهاى صبح به جاى وضو تيمم كنم؟
ج: اگر استعمال آب براى شما ضرر داشته باشد وضو گرفتن از شما صحيح نيست، بايد به جاى آن تيمم كنيد.
س : شخصى به خاطر تنگى وقت، نمازش را با تيمم خوانده است. بعد از فراغت از نماز براى او آشكار مىشود كه وقت براى وضو داشته است. نماز او چه حكمى دارد؟
ج: اعاده آن نماز بر او واجب است.
س : ما در منطقه سردسيرى زندگى مىكنيم كه نه حمام دارد و نه مكانى براى استحمام، وقتى در ماه مبارك رمضان به حالت جنابت از خواب بيدار مىشويم، با توجه به اين كه غسل كردن جوانان در نيمه شب در برابر مردم با آب مشك يا حوض عيب شمرده مىشود و آب هم در آن وقت سرد است، تكليف ما براى روزه فردا چيست؟ آيا تيمم جايز است؟ در صورتى كه غسل نكند، افطار كردن روزه آن روز چه حكمى دارد؟
ج: مجرد مشقّت يا عيب شمرده شدن غسل كردن جوانان در نيمه شب عذر شرعى محسوب نمىشود، بلكه به هر صورت ممكن، مادامى كه غسل حرجى و ضررى بر مكلّف نشود، غسل كردن واجب است، و در صورت حرج يا ضرر بايد قبل از طلوع فجر تيمم كند و با تيمم بدل از غسل جنابت پيش از طلوع فجر روزهاش صحيح است، و اگر تيمم نكند روزهاش باطل است ولى امساك در طول روز بر او واجب است.